مرتضى مطهري
229
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
مىدهد . در دين تصفيه و غربال هست . خلاصه اينكه دين در حيات فردى حافظ و ضامن است ، مايه اميد است ، تصفيه كننده است و در حيات اجتماعى ضامن اجراى قوانين و مانع ظلمها و بىانصافىها و داعى انصاف و احسان و عدالت . چقدر ظلم است كه بگوييم دين ترياك اجتماع است ! . علامت خلأ و عدم تعادل هنگام غايب شدن : 27 . عطف به نمره 17 اگر چيزى فطرى و طبيعى باشد موجب هماهنگى و تعادل مىگردد و نبودش خلأ و بىتعادلى و [ بى ] توازنى ايجاد مىكند ، تشويش و اضطراب پديد مىآورد ، بدبينى به خلقت ايجاد مىكند . خودكشى و بدبينى : همچو كسى كه در خودش كسرى وجود دارد مىپندارد كه در جهان نقص و قصور است ، در منتهاى بدبختى زندگى مىكند ، تصميم به خودكشى مىگيرد . خيال مىكند فكر بلند ، او را به بدبينى كشانده است ، نمىداند كه به فكر بلند و كوتاه مربوط نيست ، فقر دينى او را به اينجا كشانده است ، خلأ روحى و فكرى چنينش كرده است . بيماريهاى روحى و روانى امروز : همه قبول دارند كه دين سرگرم كننده است ، اما خيال مىكنند كه سرگرمكننده تحميلى است . بچه اگر به اسباببازى سرگرم مىشود به مقتضاى غريزه است ، والَّا چرا آدم بزرگ سرگرم نمىشود ؟ چرا امروز در ممالك متمدنتر و متمتعتر ، امراض روحى و عوارض عصبى زيادتر شده ؟ يك وقتى در يك جايى خواندم كه در آمريكا هفتصد بيمارستان امراض روحى موجود است . پس معلوم مىشود بودن دين با طبيعت بشر و زندگى سازگارتر است از نبودنش . هيچگاه امر تحميلى اينطور نمىتواند باشد كه مكمل و متمم واقع شود . امر متناسب با استعداد طبيعى است كه اينچنين است . آنچه طبيعى است طبيعت او را با آغوش باز مىپذيرد و به وسيله او شكفته مىشود و آنچه غير طبيعى است طبيعت را ضعيف مىكند . در صفحه 222 از ويليام جيمز نقل كرديم كه در دين ، هم جذب است و هم شادمانى و موجب شكفتگى روح است . خلاصهء بحث اين است كه درست است كه منشأ و مقصد بسيارى از حركات آدمى امور مادى است ، اما منشأ و مقصد همه آنها